امام علی علیه السلام: هر کس که به وقت یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگد دشمنش بیدار می شود. غررالحکم ص422

این پست ثابت می باشد. لطفا مطالب جدید را از پست بعدی مطالعه بفرمایید.
تقدیم به دوستداران اهلبیت (علیم السلام) و حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) :

نقی نامی که فخر آسمان است تلفظ کردنش خط دهان است
ز القاب امام هادی ماست امامی که عزیز شیعیان است
امام ماه روی باوقاری که جد حضرت صاحب زمان است
زلال چشمه های او پاک تر از همان نهری که در جنت روان است
نقی چون مظهر پاکیست نامش برای قرن آسوده گران است
به نام مادر آئین سوگند همان که صبح چشمش جاودان است
نخواهد از نفس افتاد این عشق که از هادی به قلب عاشقان است
به کوری دو چشم آن حقیری که از فرط حقارت بد دهان است
به هر دیوار این دنیا نوشتیم نقی زیباترین نام جهان است

شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى علیه السلام (1)
این پست به مرور کامل می شود.
آیا جهنم و بهشت اکنون خلق شده اند؟

آیا جهنم و بهشت اکنون خلق شده اند؟ الآن کجا هستند و چه وسعتی دارند؟ آیا درست است که بهشت در آسمان است و جهنم در زمین؟
اکثر دانشمندان اسلامی معتقدند که این دو هم اکنون وجود خارجی دارند و ظواهر آیات قرآن نیز این نظر را تائید می کند. به عنوان نمونه:
1- آیات فراوانی که در مورد بهشت و یا دوزخ تعبیر به «اُعِدَّت» (مهیا شده) نظیر آیه 133 از سوره آل عمران[1]و یا تعبیرات دیگری که از همین ماده آمده است. از این آیات استفاده می-شود که بهشت و دوزخ هم اکنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نیک و بد انسان ها توسعه می یابند.
2- در آیات مربوط به معراج در سوره «والنَّجم» می خوانیم: بار دیگر پیامبر (ص) جبرئیل را نزد «سدره المنتهی» که در بهشت جاویدان قرار دارد مشاهده کرد.[2]
3- در سوره تکاثر می فرماید: اگر علم الیقین داشتید، دوزخ را مشاهده می کردید پس به عین الیقین آن را می دیدید.»[3]...
اما اینکه بهشت و جهنم در کجا هستند؟
پاسخ این سوال را از دو راه می توان داد:
نخست اینکه بهشت و دوزخ در باطن و درون این جهانند.
همانطور که در این عالم موجودات بسیاری هستند که با چشم و گوش و لامسه عادی و غیر مسلح قابل درک نیستند، نظیر امواج رادیویی که تا دستگاه گیرنده ای نباشد، صدائی از آن امواج به گوش ما نمی رسد. البته این مثال هر چند از جهاتی رسا نیست ولی برای مجسم ساختن چگونگی وجود بهشت و دوزخ، در باطن این جهان، مؤثر به نظر می رسد.
دیگر اینکه: عالم آخرت و بهشت و دوزخ، محیط بر این عالم است و به اصطلاح این جهان در شکم و درون آن جهان قرار گرفته است. درست همانند عالم جنین که در درون عالم دنیاست، زیرا می دانیم عالم جنین برای خود عالم مستقلی است، اما جدای از این عالمی که در آن هستیم نیست، بلکه در درون آن واقع شده است. عالم دنیا نیز نسبت به عالم آخرت همین حال را دارد، یعنی در درون آن قرار گرفته است و اگر میبینیم قرآن میگوید وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمان ها و زمین است به خاطر آن است که انسان چیزی وسیع تر از آسمان و زمین نمیشناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود ، لذا قرآن برای اینکه وسعت و عظمت بهشت را ترسیم کند آن را به پهنه آسمان ها و زمین تشبیه کرده است و چارهای غیر از این نبوده، همان طور که اگر کودکی که در شکم مادر قرار دارد، عقل میداشت و میخواستیم با او سخن بگوئیم باید با منطقی صحبت کنیم که برای او در آن محیط قابل درک باشد.
از آنچه گفتیم پاسخ این سؤال نیز روشن شد که اگر وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمان ها است پس دوزخ کجا است ؟ زیرا طبق پاسخ اول دوزخ نیز در درون همین جهان قرار گرفته و وجود آن در درون این جهان منافاتی با وجود بهشت در درون آن ندارد (همانطور که در مثال امواج فرستنده صوتی ذکر شد) و اما طبق پاسخ دوم که بهشت و دوزخ محیط بر این جهان باشند جواب باز هم روشنتر است زیرا دوزخ میتواند محیط بر این جهان باشد و بهشت محیط بر آن و از آن هم وسیع تر.[4]
[1]-وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و برای پرهیزگاران آماده شده است.
[2]- سوره والنجم آیات 13 الی 15 « وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْری * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوی و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد، نزد «سدرة المنتهی»، که «جنت المأوی» در آنجاست!
[3]- سوره تکاثر آیات 5، 6 و 7 کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ چنان نیست که شما خیال میکنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمیکرد)! قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید.
[4]-این جواب از تفسیر نمونه ج3 ص92 الی 95 با اندکی تصرف برگرفته شده است .
منبع :
پایگاه حوزه
چون او سجده کن!

در نماز بود که ردا از یک طرف شانه اش افتاد. با آرامش تمام، نمازش را ادامه داد.
سلام را که داد، یکی از اصحاب جلو آمد و با تعجب پرسید: «یاابن رسول الله! چرا ردا را روی دوش خود بالا نیاوردید؟»
حضرت فرمود: «وای بر تو باد! آیا می دانی نزد که ایستاده بودم و با که تکلّم می کردم؟
همانا قبول نمی شود از نماز بنده، مگر آن چه که دلش با او همراه باشد و به جای دیگر نپردازد.»
مرد پرسید: «پس ما به واسطه نمازهای بی حضور قلب مان، هلاک شده ایم؟»
حضرت پاسخ داد: «نه، حق تعالی تدارک خواهد فرمود نقصان آن را به نمازهای نافله.»
به مسجد آمد... زید بن اسلم در حال سخنرانی بود.
حضرت میان جمعیت نشست و به صحبت های شاگردش گوش سپرد.
نافع بن جیبر نزدیک حضرت آمد، کنارش نشست و گفت:
«خدا تو را ببخشاید. تو سرور مردمانی! آیا این همه راه می پیمایی تا با چنین غلامی همنشین گردی؟
حضرت با رضایت پاسخ داد: «علم مطلوب است؛ از این رو هر جا که باشد، باید طلبید.»
از محلی عبور می کرد. عده ای دور هم نشسته بودند و درباره او غیبت می کردند، دروغ می گفتند و تهمت می زدند.
جلو رفت و ایستاد...
سلام کرد و فرمود: «اگر در آن چه که می گوئید صادق هستید، خدا مرا بیامرزد و اگر دروغ می گویید، خدا شما را بیامرزد.»
همه سرها پائین رفت و سکوت فضا را پر کرد.
غلام مشغول پذیرایی از مهمان ها بود. خدمتکار می آمد و می رفت.
ناگهان غذای داغ از دست غلام رها شد و بر سر کودک امام ریخت.
ظرف روی زمین افتاد و غذاها پخش شد. کودک، بی حرکت و رنگ باخته به زمین افتاد.
دست های غلام لرزید و صورتش سرخ شد... زبانش بندآمد و ترس همه وجودش را گرفت.
حضرت مثل همیشه، نگاه آرام و مهربانی به غلام کرد سپس فرمود: ؟« تو در این کار تقصیری نداشتی، برو که تو را در راه خدا آزاد کردم.»
اشک شوق از چشم های غلام جاری شد. امام از اتاق خارج شد و به کار کفن و دفن فرزندش پرداخت.
زهرا گفت: «کسی را فاضل تر از علی بن حسین (علیه السلام) ندیدم.
به خدا ندیدم که در نهان دوستی و در آشکارا دشمنی داشته باشد.»
پرسیدند: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟»
پاسخ داد: «هر کس دوست او بود؛ از دانستن فضیلت بسیار وی، بر او حسد می برد و اگر کسی با او دشمن بود، به خاطر روش مسالمت آمیز وی، دشمنی خود را آشکار نمی کرد.
جابر به دیدن امام سجاد (علیه السلام) رفت. حضرت در حال نیایش بود.
دعا و مناجاتش که تمام شد، به جابر سلام کرد و خوش آمد گفت.
جابر با تعجب پرسید:«ای فرزند رسول خدا! آیا نمی دانی خدا بهشت را برای شما و دوست داران شما و دوزخ را برای دشمنان شما آفریده است؟
این چه رنجی است که بر خود هموار می کنی و خود را چنین به سختی می افکنی؟»
حضرت پاسخ داد:
«ای یار رسول خدا ... نمی دانی که پروردگار گناهان رسول خدا را بخشید،
با این حال پیامبر (علیه السلام) کوشش خود را در عبادت از دست نداد و چندان خدا را عبادت کرد که ساق های او ورم آورد.
گفتند: تو چنین می کنی و خدا گناهان پیشین و واپسین تو را بخشیده است.
فرمود: «آیا بنده سپاسگزاری نباشم؟... ای جابر! من به راه پدرانم می روم.»
منابع:
1.برگزیده منتهی الامال؛ تلخیص رضا استادی؛ دفتر نشر برگزیده.
2. امام سجاد (علیه السلام) جمال نیایشگران؛ احمد ترابی؛
بنیاد پژوهش های اسلامی استان قدس رضوی.
3. امام سجاد (علیه السلام) از دیدگاه اهل سنت؛ علی باقر شیخانی؛ مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.
4. در مکتب پیشوای ساجدان امام علی بن الحسین (علیه السلام) دکتر علی قائمی؛ انتشارات امیری
5. زندگانی علی بن الحسین (علیه السلام) سید جعفر شهیدی؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
ای شهید، ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود برنشسته ای!
دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش...
"سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی"

ای شهدا به خاطر امام حسین علیه السلام دست ما رو بگیرید.
به دیدن شش گوشه شکسته پر می آییم اگر سرمان را خواهی بریده سر می آییم .
اللهم الرزقنا توفیق الشهادة

"رهبر را که میبیند، اسپریها خاصیتشان را از دست میدهند. به نفسنفس میافتد.
یک نفس «آقا آقا» میگوید و قربانصدقه «آقا» میرود.
به همه التماس میکند «تو رو خدا من رو دور آقا بگردونین» اما رهبر تشکر میکند و منع.
او هم عبای رهبر را میگیرد و چندینبار میبوسد.
مادر از بیمار بودنش میگوید و بستری بودنش در بیمارستان.
این که خواب دیده رهبر به پرستارها گفته مواظب او باشند و این که رهبر به او گفته خودم به عیادت شما میآیم. «حالا خوابم تعبیر شد»
جلوی درب اصلی آی سی یو نوههایش هم هستند؛ التماس دعا دارند از هرکس که خبر را می شنود "می گویند دعا کنید مادر بهتر شود از همه بخواهید که برایش دعاکنند.
"رهبر قرآن و سکهای را به یادگاری به مادر میدهد.
مادر هم کفناش را می دهد تا رهبر امضا کند.
بعد هم تسبیحی را که آماده کردهبود،
به رهبر هدیه میکند.
انگشترش را هم درمیآورد که هدیه کند: «نگین این انگشتر از اولین سنگ قبر امام حسینه. مال پونصد سال پیش.»
رهبر میگوید انگشتر دست شما باشد بهتر است. همین تسبیح بس است و من با آن ذکر خواهم گفت.
با همان تسبیح سبزرنگ قدیمی رنگ و رو رفته.
رهبر اجازه مرخصی میخواهد که خواهر شهید جلو میرود و چفیه رهبر را برای پسر دیگرش که اینجا نیست میگیرد.
رهبر که بلند میشود، قربانصدقه رفتن مادر دوباره شروع میشود.
اما این بار به زبان ترکی: «آقا! اوزوم. بالام. سَنَه قربان» و رهبر هم به همان ترکی جواب میدهد.
بقیه حرفها هم به همین زبان ترکی رد و بدل میشود و رهبر خداحافظی میکند.
این بار کارگر خانه است که جلو میآید و عبای رهبر را میبوسد و زارزار اشک میریزد. خیالش راحت است که میتواند به ترکی با رهبرش صحبت کند.
رهبر که بیرون میرود، صدای خانمی از توی کوچه میآید که چفیه رهبر را میخواهد.
فوری برمیگردم توی خانه و میروم سراغ کفن تا رویش را بخوانم:
«اللهم انا لانعلم منها الا خیرا. و انت اعلم بها منا. سید علی خامنهای»"
پ.ن: مادر شهیدان حمیدرضا، فرید و محمدرضا فاطمی
همیشه وقتى دعا مى کنیم مى گوییم خدایا به ما بده ؛
هیچ وقت دعا نمى کنیم خدایا از ما بگیر،
در صورتى که ما به این دعا بیشتر احتیاج داریم ،
تا این هایى که از ما باید بگیرد از ما نگیرد هیچ چیز قابل دادن نیست ،

باید بگوییم خدایا این حب جاه و مال را از ما بگیر،
این کینه ها و عقده ها و حسدها را از ما بگیر،
این پرده ها را از جلو چشم ما بردار،
این شک ها،
این شرک ها،
این کبرها و کدورت های قلبی را از ما بگیر...
آن وقت است که دعا مستجاب مى شود
و «بده» ها به اجابت مقرون مى شوند.

ز خون شهیدان این کوه و دشت ...
مگر می توان بی تفاوت گذشت؟؟؟
در صورت عدم مشاهده عکس اینجا کلیک نمایید.

ای شهید،
ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشستهای،
دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات صخیف را نیز از این منجلاب بیرون بکش.
ای شقایقهای آتش گرفته
دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد.
آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید.
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
فریاد های قبر

اَلْقَبْرُیُنادِی کُلُّ یَوْمٍ بِخَمْسَ کَلَماتٌ
قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند
1. اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید(تلاوت قرآن)
2. اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید.(نافله شب)
3. اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید.(عمل صالح)
4. اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید ( لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله)
5. اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً
من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید (صدقه)
چند دقیقه تفکر در رابطه با.....
در صورت عدم مشاهده عکس اینجا کلیک نمایید.
